|
|
|
|
|
آخیییییییییییییییییییییییش انگار این وبلاگ طلسم شده بودا!!!!!!!!!!!! من که دلم براتون خیلی تنگ شده بود بالاخره تابستونم شروع شد این مدت که اپ نکردم داشتم برای تغییر و تحولاتی که می خوام تو این وبلاگ بدم فکر می کردم خودم یه کارایی می خوام بکنم ولی به کمک شماها هم احتیاج دارم منتظر پیشنهادادتون هسستم می تونید توی نظرات حرف بزنید یا اینکه برام میل بزنید مرسی از همتون |
||
|
|
|
|
|
از همه دوستان خوبم خواهش می کنم که راجع به کلمات زیر نظر خودشون
رو اعلام کنند: اردو خوانسار فاکس دوشنبه اعتصاب لغو اردو موفق باشید |
||
|
|
|
|
|
دخترها : توی 18 سالگی هلو اند.
توی 28 سالگی خرمالو اند. توی 38 سالگی زردآلو اند. توی 48 سالگی آلواند. توی 58سالگی زالو اند. توی 68 سالگی لولو اند. پسرها : توی 18 سالگی بزغاله اند. توی 28 سالگی نوخاله اند. توی 38 سالگی چاغاله اند. توی 48 سالگی تاپاله اند. توی 58 سالگی مچاله اند. توی 68 سالگی زباله اند. تقدیم به همه بروبوچ!!!!! |
||
|
|
|
|
|
با سلام بنا به در خواست بسیاری از دوستان عزیز از جمله فریده خانم تصمیم گرفتم که پست قبلی رو ادامه بدم! خوب بذارید از دو ماه قبل براتون بگم : یه روز که سر کلاس نشسته بودیم یکی از بچه ها یه برگه آورد و به ما گفت که از این موضوعاتی که اینجاست چهارتاشو انتخاب کنید که بریم احسان ببینیم. با دیدن اسامی اجق وجق غرفه ها داشت باورمون می شد که یه کاریی کردن(.............) ولی امان از وقتی که قرار شد بریم اونجا! همه خوشحال از اینکه که کلاسا دودر شده بود رفتیم توی مدرسشون واقعا هممون از استقبال گرمشون جا خورده بودیم!!!!!!!!!( داشتم خودمو با ... اشتباه می گرفتم!) بعد بردنمون یه جایی که شباهت زیادی به مقر فرماندهی نیروهای القاعده داشت . چند تا نقاشی هم که خیلی زیبا بودن(برای کسب اطلاعات بیشتر به کتاب "آشنایی با افعال معکوس" مراجعه کنید!!!!!) به در دیوار زده بودن. فی الغوارف: اول رفتیم یه جایی که اسمش متافیزیک بود . اول فکر کردیم که غرفه پره آخه یه 10-12 نفری توش بودن بعد دیدم که نه اینا همشون نتکایی اند. بعداز یه کمی (......) رفتیم غرفه زیست . خداییش خیلی باحال بود فقط من نمی دونم که چرا یکیشون انقدر می لرزید.یا از ما ترسیده بود یا از اون جوجه ها ! بعد رفتیم یه جایی که بهتره اسمش رو بذاریم غرفه اصوات نخراشیده!!!!!! تنها استفاده ای که از این غرفه کردیم این بود که پرده گوشمون و همچنین قسمت حلزونیشو از دست دادیم! راستی یادم رفت یه موتور سوخته هم نشونمون دادن ! بعد رفتیم یه جایی که یکی از عجایب خلقت اونجا بود : منشی تلفنی !!!!!!!!!! من تا آخر تو کف این تلفن سخنگو بودم! یه دونه از این بردای سر چهارراه هم برای نمایش اونجا بود! بعد از کلی اصرار از طرف بعضی از دوستان رفتیم غرفه فرهنگ و هنر یه ذره آهنگ گوش کردیم و کاغذ الگو !!!!!!! نگاه کردیم بعد هم برگشتیم. نکته اخلاقی این پست : هیچ وقت کسی را مسخره نکنید!!! |
||
|
|
|
|
|
هورررررررررررررا من آپیدم!!! دلم براتون تنگ شده بود یه چند وقتی تو حالت اقما بودم ببخشید. هی می خواستم از نتکا بنویسم هی نمی شد بابا ایول گل(!!!!!!!!!!!!) کاشتید. ما تو عمرمون منشی تلفنی ندیده بودیم! متافیزیکشون چقدر جالب بود. ایول خسته نباشید. بازم می نویسم منتظر باشید! |
||
|
|
|
|
|
سلام بر وبوچ گل می بینم که همه سرحال و قبراق رفتید مدرسه!!!
ولی خداییش امسال عید توپی بود . حداقل برای من. یادش بخیر صبح ها تا لنگ ظهر می خوابیدیم و وقتی بیدار می شدیم صبار(تلفیق صبحانه
ونهار!!!!!!!!) می خوردیم و بعد لم می دادیم روبه روی تلویزیون و هرچی که مامان می
گفت بچه پاشو درستو بخون گوشمون بدهکار نبود. شبا هم وقتی ته برنامه های صداوسیما (!!!!!!!!!!)رو در می آوردیم تا سحر پای این
کامپیوتر تو اینترنت و وبلاگها و سایتهای مختلف ( البته .........) ولگردی می کردیم.
وقتی یادمون می افتاد که همه معلمهای عزیز(...) برای اولین جلسه بعد از عید امتحان
تعیین کردن اولش یه کم مور مور می شدیم اما بعدش می گفتیم ول کن بابا حالا وقت داریم.
خلاصه عید امسال هم مثل بقیه روزای سال تموم شد . البته این عمر ماست که می گذره
(ایول عجب پیام تیمیسی دادم!!!!) تا بعد |
||
|
|
|
|
|
با سلام خدمت همه شما پرسپولیسیها و استقلالیهای عزیز امیدوارم از تماشای بازی جمعه لذت کافی و وافی را برده باشید!!!!!!!!!!!!!! اول از همه بگم که من برای اولین بار نشستم وبازی را تا آخر دیدم و تصمیم گرفتم که این متن رو بنویسم . سعی نکنید که بفهمید من پرسپولیسی ام !!!!!!!!!!!چون به جایی نمی رسید!!! پس شروع می کنم و درباره دو تیم و اتفاقات بازی براتون می نویسم . خوب ابتدای بازی با خوبی وخوشی داشت سپری می شد ولی متاسفانه این معدنچی چیز ...(زنده باد فیلتر!!!) سپر همه رو آورد پایین ولی دم نیکبخت گرم ! الحق که گل کاشت. پرسپولیس واقعا داشت پادشاهی می کرد . کم کم داشت باورم می شد که علیزاده باید بره تو تیم هندبال بازی کنه. خداییش استقلال فقط به اوت دستی های اون امید داره ولی با گلی که زد ( البته به کمک مدافعای پرسپولیس!!!) کاملا به این موضوع واقف شدم! این کعبی هم که انگار فلفل تو(.........) کردن هی عین ذرت بوداده می پرید جلو و هیچ کاری از پیش نمی برد. ای خدا شکرت که از دست این انصاریان راحت شدیم . تا جایی که من فهمیدم پزشکان اعلام کردن که زمین فوتبال رو با اتاق خواب اشتباه گرفته بوده!!!!!! در آخر حرفام باید بگم که استقلال برو کف بزن !!!!!!! حالا از همتون می خوام که نظرتون رو درباره این متن بذارید. مرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررسی! |
||
|
|
|
|
|
سلام وصد سلام خدمت شما بلاهای عزیز!!!! چه خبر؟دیگه چه خبر؟ می دونید عده ای از دانش آموزان مدرسه احس... (ببخشید بازم نزدیک بود لو بد م!!!!!) اعتراض کرده بودن به حرفایی که قبلا زده بودم. می خواستم در جواب این دوستان بگم که : چیه کم آوردین ؟ حالا خوبه بوی دماغای سوختتون تا مدرسه ما می اومد !!!! می دونم تلاشهای بی وقفتون در راستای تضییع ما هیچ نتیجه ای در بر نداشت(ادبیات رو حال کردی؟؟؟؟؟). ببینم شما توی نتکا چه گلی به سر خودتون می زنید. |
||
|
|
|
|
|
این چندتا جمله به عنوان عیدی تقدیم به شما من لیوان چای داغ رو به تو ترجیح می دم .چون چای فقط زبونمو می سوزونه ولی تو دلمو!!!!! قلب پسرا مانند پارکینگی است که هیچ گاه تابلوی ظرفیت تکمیل برای آن نصب نمی شود!!!!! یادم باشد یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد راهی نرو م که بیراهه باشد خطی ننویسم که کسی را آزار دهد یادم باشد که روز و روزگار خوش است همه چیز روبه راه و بر وفق مراد است تنها دل ما دل نیست!!!!!! |
||
|
|
|
|
|
عید شما مبارک !!!! صد سال به این سالها!!!! از فرزانگانی ها و غیرفرزانگانیهای عزیزخواهش می کنم متن زیر را حتما بخوانند!!!!!!!! |
||